تبليغاتX
باچۀ آزره
 
 
با عرض سلام                                                                               
ـــــــــــــــــــــ                                                                                   

همانگونه که قول داده بودم اینک آلبومی از آثار این جانب آماده و در معرض دید همگانی قرار دارد .

جهت جلوگیری از استفاده ناجایز ،تاپه کوچکی روی عکسها و کاریکاتور ها حک شده است

اشخاص،موسسات ،جراید و مطبوعات برای بدست آوردن آنها میتوانید بدون هزینه فقط با ارسال میل آنهارا مستقیما دریافت دارند .

                                                                                               تشکر و سپاس از توجه تان 

                                           برای دیدن آلبم روی آلبم باچه آزره  کلیک نمایید

                                           فتوبلاگ باچه آزره

+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 21 Nov 2009 و ساعت 15:24 |
       

            براساس بلوغ مدنی                                           

                            رای هزاره بر چه کسی حرام است؟


بقلم محترم: سدالله جعفری                                                                  عصر یکشنبه 13/2/1388

انتخابات یک پارا متری برای سنجش عقلانیت مدنی جوامع می باشد. چنان که در فلسفه سیاست امروز ،جوامع به جوامع متمدن و غیر متمدن تقسیم می شوند وفصل ممییز این تقسیم عقلانیت مدنی است وعقلانیت مدنی در انتخابات وحضور قانون مند تبلور پیدا می کند وهرجامعه ی که انتخابات بیش تر وقانون مندانه وقانون محورداشته باشند آن جوامع جوامع متمدن ترمحسوب می گردند.

افغانستان هرگز قانونمند نبوده واز قانون محوری خبری نبوده است فقط در دوران حکومت کمونیست ها قانون محوری آغازشده بود وشوراهای شهروروستا در کشور حضور کم رنگ پیدا کرده بودند که با آغاز جهاد مقدس مردم افغانستان علیه اشغالگران شوروی ،این قانون محوری حکومت کمونیست های وابسته به اشغالگران نیز متوقف شد .
با خروج ذلتبار اشغالگران ارتش سرخ ازافغانستان وتبانی بعضی از کمونیست ها با حزب اسلامی آقای گلبدین حکمتیار برای تسلیم کردن قدرت به حزب اسلامی و شورش شبهه نظامیان شمال وشکل گیری اتحاد سه جانبه تاجیکان به رهبری فرمانده مسعود،هزاره ها به رهبری عبدالعلی مزاری وازبیک ها به رهبری ژانرال عبدالرشید دوستم وسقوط حکومت مرکزی کابل ووارد شدن مجاهدین به کابل وآغاز جنگ های خیابانی وتنش های قومی ،افغانستان بدل به یک کشور هزار حکومت وقانون شد که نتیجه اش بی قانونی مطلق بود وبااین مهارگسیختگی مجاهدین نام نهاد وخلق ناگهانی گروه واپسگرای طالبان ،افغانستان تابع قانون جنگل شد وآنچه که باید نمی شد وتاریخ افغانستان تاریخ خون،آتش وغارت لقب گرفت.
حال بعد از آن همه ظلم وستم های غیر قابل بیان وتفسیر،افغانستان به سوی جامعه مدنی وقانون محور سیر وحرکت نوینی راآغاز نموده است ودموکراسی هدایت شده را تمرین می کند ونهاد های مدنی را بنیاد می نهد تا در پرتو قانون جامعه مدنی قانون محوررا استقرار بخشد وشهروندانش براساس حق شهروندی حضور قانونی خودرا در اداره حکومت وسازندگی کشور در قالب انتخابات ریاست جمهوری وانتخابات مجلسین،به نمایش گزارند.
در این میان مردم هزاره سرنوشت ویژه پیدا می کنند ووظایف سنگین تر دارند وعقلانیت این قوم از دیگر اقوام بیش تر درمعرض داوری تاریخی قرار خواهند گرفت.
مردم هزاره از آن نظر عقلانیت جدایی از دیگر اقوام دارند که این قوم قوم نفرین شده بودند وتا قبل از سه سال قیام شرافتمندانه شهید مزاری در غرب کابل ،هزاره شهروندان درجه دو وسه محسوب می شدند واز هرگونه حق شهروندی محروم بودند ودر ارکان حکومت شرکت نداشتند ودرنتیجه از حق انتخاب کردن وانتخاب شدن نسبی هم محروم بودند.
اما بعد از سه سال مقاوت شرافتمنداه شهید مزاری وادامه راه او در بامیان وبزرگ شدن نسل جهاد وشهادت وباز گشت نخبگان هزاره در صحنه های اجتماعی وسیاسی وخلق رستاخیز انسانی در میان هزاره های مهاجر ونهادینه شدن فرهنگ شهادت وخوداتکایی در میان هزاره های بازمانده از شهادت ومقاوت بابه مزاری،تاریخ هزاره دیگرگونه ورق خورد واین تاریخ با واژگان:
استقلال خواهی شهروندی در عین وحدت ملی،حق تعیین سرنوشت درعین شناخت حق تعیین نوشت دیگر اقوام،قانونمداری براساس میثاق ملی یعنی قانون اساسی کشوروحق انتخاب شدن وانتخاب کردن،آغاز شد ند .
اکنون که دوردیگر از انتخابات آغاز شده است، جامعه هزاره در یک آزمون دیگر قرار گرفته اند تا در این آزمون سرنوشت خود را بدل خواه رقم بزنند وعقلانیت مدنی خود را به نمایش گزارند.
لذا عقلانیت هزاره در این است که :
1 – رهبران سیاسی هزاره در عین اختلاف سلایق ودارابودن حزب وهواخواهان حزبی خود،باتوجه به حساسیت های بین المللی وملی،سیاست کلان هزاره را براساس عقل جمعی عیار کنند ورای زنی های سیاسی خودرا هماهنگ سازند واز استراتیژی حزبی هم دیگر اطلاع پیداکنند ونقطه نظارات مثبت هم دیگر را برجسته ساخته سیاست ورزی جمعی را بر سیاست بازی خودمحور وخودبنیادوسیاست ورزی حزبی وخام ترجیح دهند ودرچانه زنی های سیاسی وتقسیم قدرت سیاسی وپست های معاونت ،مصلحت عام جامعه هزاره را قربانی مصلحت های حزبی ومنفت خواهی فردی نکنند.
2 – نخبگان هزاره اعم از حوزوی ودانشگاهی،بازیافته های علمی وتاریخی خود را برای تفسیر تاریخ وعیار کردند سیاست کارکرد گرایانه نسل فردای هزاره بکار گیرند ورهبران سیاسی وهدایت گران اجتماعی را به وحدت نظر واتخاذ سیاست وحدت محور مبتنی برعقلانیت جمعی دعوت کنند وبدون هیچ حب وبغضی نسبت به حزب وشخص خاص ، سیاست کلان جامعه را براساس فلسفه مصلحت علمی زمان شناسانه برای رهبران سیاسی ومذهبی ارایه دهند واز دست آورد خرد جمعی بشری وقانون محوری جهان متمدن وتجربه های کشورهای رهیده از چمبره استبداد ملی ودینی بهره بگیرند وبازیافته های خرد جمعی بشری را بازخوانی زمان شناسانه وکارکرد گرایانه کنند وقابلیت های جغرافیای فلسفه سیاست امروز را با قدرت حاکمیت قانون مقارنه کنند .
رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟
3 – عامه مردم هزاره در عین احترام گذاشتن به رهبران سیاسی جامعه هزاره ،برمحوریت مرجعیت هزاره به کاندید واحد هزاره رأی دهند تا با رأی دادن به کاندید واحد هزاره جایگاه قانونی هزاره را در معرض داوری جهانی قرار دهند وبا رأی دادن به کاندید واحد هزاره، نبوغ اجتماعی وسیاست ورزی حکمت مدارانه و بلوغ مدنی خود را در سینه تاریخ به یاد گار گزارند تا نسل های فردا وفرداهای هزاره از این نبوغ وبلوغ مدنی نسل امروز، چراغی فرا راه خود بر افروزد وجامعه عاری از هرگونه خشونت بناسازند.
آنچه که نباید تکرار شود این است که عامه مردم هزاره این ذهنیت های رسوب شده را از ذهن خود دورسازند که گفته می شود: هزاره در اقلیت قرار دارند ونمی تواند مسیر حرکت تاریخ راعوض کنند وجریان تاریخ ،حاکم بر سرنوشت جامعه هزاره است.
این ذهنیت از هرسمی کشنده تر ونابودکننده تراست.
مسیر تاریخ رااکثریت قومی تغییر نمی دهند بلکه اراده ملت ها وعقلانیت کتله های اجتماعی عوض می کنند.
تغییر مسیر تاریخ تابع عقلانیت جوامع است نه تابع اقلیت واکثریت جمعیت ملت ها.
پیغمبران همه در اقلیت بودند اما مسیر تاریخ راهمان ها تغییر می دادند البته نه از آن نظر که پیغمبر بودند بلکه از آن نظر که انسان های بزرگ با اراده بزرگ وقدرت تصمیم گیری بزرگ بودند والبته این از ویژگی های هر انسان وامت است وهر انسانی که چنین باشد نتیجه همان می شود که تاریخ بیاد دارد.
منتها باید به یادشته باشیم که گاهی با مجادله های بی ثمر از اصل مقصود باز می مانیم چنان که فیلسوف شهید شیعه متفکر شهید مطهری در باره انحراف امت اسلامی از خط ومسیر قرآن بیان فرموده است:
«ولى مع الاسف در تاريخ اسلام جرياناتى پيش آمد كه مسلمين درست بر خلاف جهتى كه كتاب مقدس آسمانى آنها سوق داده حركت كردند . البته عده قليلى كه به روح تعليمات قرآنى آشنا بودند دانستند كه در چه موضوعاتى فكر كنند و فكر كردند , و همانها هستند كه امروز از مفاخر مسلمين بلكه از مفاخر بشريت به شمار مى روند , ولى اكثريت از طريقه قرآن كريم منحرف شدند و در اطراف موضوعاتى به بحث و جدل پرداختند كه نه تنها تشويقى در قرآن كريم نسبت به آنها نشده بلكه جدا نهى شده , زيرا لغو است , بى فايده است , بى اثر و بى ثمر است . مؤمن به قرآن بايد از هر كارى كه لغو و بى ثمر و بى فايده است دورى كند (( و الذين هم عن اللغو معرضون )) (. مؤمنون , 3 . ) هر چند به صورت يك بحث علمى يا به صورت يك بحث دينى باشد .

اگر كسى كتب متكلمين و موضوعات بحث و جدل آنها را كه قرنها افكار را به خود مشغول ساخته , ثروتها و مكتبها در آن راه صرف شده , نيروهاى مغزى به هدر رفته , مطالعه كند و آنها را بر قرآن عرضه بدارد و ببيند با موضوعاتى كه قرآن مردم را به مطالعه آنها و تحقيق در آنها تشويق كرده چه مناسبتى دارد , مى بيند بكلى بى ارتباط است . در اطراف همان موضوعات بى پايه و لغو , سالها افراد زيادى بحث و مجادله كردند . ولى موضوعاتى كه قرآن كريم امر و تشويق به مطالعه و تحقيق در اطراف آنها كرده همچنان به حال خود باقى ماند تا آنكه مردم ديگرى تشويق شدند و اين وظيفه را به عهده گرفتند و در دنيا سربلند شدند , و ما اكنون با كمال سرافكندگى درسهاى تشويقى كتاب آسمانى خود را بايد از آنها بياموزيم . بیست گفتارص316»
اکنون ما نیز به هوش باشیم که مجادله های بی ثمر ما را از اصل هدف باز ندارد .
جامعه امروز به کشمکش های مذهبی نیاز ندارد وبجای که از حلا ل وحرام های سخن بگوییم که هرگز در جامعه ما تحقق خارجی نخواهد داشت ؛از حلال وحرام های اجتماعی وسیاسی عینی بگوییم که بر سرنوشت ما حاکم است.
به این داستانی که شهید دکتر علی شریعتی در یکی ازنوشته های خود آورده است توجه کنید:
روزی یک فردی مشهدی که در یکی از محله های فقیر نشین مشهد زندگی می کردند از خانه اش بیرون می شود ومی بیندکه درجلوخانه اش آب باران بقدری جمع شده که او نمی تواند از خانه اش بیرون شود واز آن لجن زار عبور کند اما در همین هنگام می بیند که آقای علامه ای از آن طرف می گذرد واین آقا صدا می زند که آقا اصالت با وجود است یا با ماهیت.
آقای دکتر شریعتی بعد از این نقل می گوید :
اگر عقل داشته باشد فعلا اصالت با اسفالت شهر است نه با وجود وماهیت .
حال جامعه ما هم همین گونه است امروز وقتی آن نیست که ما از حلال وحرام های فرضی سخن بگوییم که اصلا وجود خارجی ندارد امروز ازهمین حلال وحرام های موجود سیاسی سخن بگوییم وبه جامعه هزاره بگوییم که رأی هزاره حرام است اگربه کسانی داده شود که دستش به خون هزاره آلوده می باشد واگر هزاره ی به کسانی رأی دهند که دستش به خون فرزندان هزاره آلوده است ،آتش جنم همین الآن او وتبارش را خواهند سوزاند ونیازی به آتش جهنم قیامت نیست.
آری این حلال وحرام موجود وشرعی الآن جامعه هزاره است نه آن حلال وحرام های فرضی که هرگز تحقق نخواهند یافت.

+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 14 May 2009 و ساعت 11:3 |
 

 راه پیمایی روز قدس! هشدار جدی

روزهای قبل رژیم اسلامی ایران طی بخش نامه ی اقامه مهاجرین افغانستانی مقیم آن کشوررا در10 ولایت (اکثراً شمالی-غربی وشرقی) و45 شهرو والسوالی های خویش ممنوع اعلام نموده و متمردین را وعده زندان و جریمه داده است .

آنچه را که دولت ایران مصالح داخلی خویش دانسته ودستورحق سکونت را به اتباع خارجی صادر مینماید حق ما نیست تا دست اعتراض بالا نماییم.

اما مداخلات رژیم ایران درکشورآسیب پذیر ما که زخم های سه دهه تجاوز آشکار و پنهان شان هنوز نیاز به التیام دارد بار دیگر مردم را به یک ایستادگی دگر میطلبد.

تظاهرات مزودورمابانه یک مشت کرو وکور وشل وکوسه، در آخرین جمعه رمضان میرساند که هنوزدولت روبه زوال ایران میخواهد با آلوده وانمود کردن اقشارقومی این کشور بار دیگر تشنج وفروپاشی را درین کشوراعتلا دهد،بار دیگر میخواهند دیوار های ویران شده ی قبیله یی این مردم را پخسه بزنند وبار دیگرآستین بالا زده است تا هویت این مردم را به آلودگی ووابستگی متهم نماید.

اجنت های اطلاعات ایرانی در کابل با گیرد آوری تعدادی آخند نمای اجیر با این حرکت خویش به دیگران نشان داد که هنوزچرخ های ماشین خرسازی شان درین کشور از کار نیافتاده است.هنوز توانایی این را دارند که با مداخلات خویش سهمی درازهم فروپاشی وحدت ملی این مردم داشته باشند.

شبکه های که ازخلسه دینی مذهبی این مردم استفاده نموده اندامروزی نیست.اینها قبل از دوران امیرعبدالرحمن تا دوران ربانی و طالبان و امروز،از میان همین مردم برای بیرون ازین جامعه خبرچینی کرده اند.کج درکی های مردم از دین،خوش باوری های مذهبی،عدم آگاهی وسواد،اعتماد به عباپوشان شیاد . باعث میگردد تا تعدادی لُمپند های رانده شده از ایران به سرکها ریخته وآوای آنچه را که نمیدانند سر داده.ایامانیاز داریم که شعار حمایت از نیروگاه اتمی ایران را سر دهیم؟چه نیازست که شعار زنده باد ایران را درپس کوچه های کابل عربزنند؟ ،چه مشکل مارا حل میکند که شعار های دیکته شده ایرانی را به نشخوار بگیرند؟

اما این به عهده آگاهان این جامعه است تا مردم را به بیداری لازم دعوت نمایند.مردم را آگاه نمایند از چاله های کشنده که فرا راه شان کنده اند.

اینهای که رهنمای شان خش خش عصای شان اند نیاز به آگاهی بخشی دارند واین آگاهی بخشی نیازمند شکستاندن تابوهایست که خوره وار این مردم را به تباهی میکشانند.

شمای که دیروز فریاد عصری برای عدالت را سر میدادید مسولیت دارید.شمای که شعار ساختن جامعه مدنی وردکلام تان بود مسولیت دارید.شمای که برای این مردم تاریخ بیداری مینوشتید کجایید؟ آیا سرمنزل مسولیت های تان اینقدر کوتاه بود؟آیا امروزما بی فردا به همین سیاهی شب اختتام میابد؟ آیا راهی را که قلمسالاران با همت ما در پیش گرفته بودند، دوات های غیرت شان درین این نیمه راه خشکید ؟ 

 

+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 23 Oct 2008 و ساعت 12:22 |


 



تبصره ی بریک خبر!

http://www.yasermohseni.com /

در یکی از خبرهای که دوستی برای ویبلاگ خویش انتخاب نموده بود آمده است که :

  دومين اجلاس شوراي اخوت اسلامي به ميزباني رسانه هاي كشور و با ابتكار تلويزيون تمدن در كابل روز 12 ماه مبارك رمضان برگزار شد .

در این دومین اجلاس (جلسه) که برهان الدین ربانی جنگسالارحزب جمعیت ونوکراندر ایران.شیخ آصف قندهاری ملای بیلیاردر وتعدادی افراد کلیشه یی دیگر حضور داشتند، محفل آغازو پایان یافت.

شیخ آصف قندهاری درین اجلاس!(جلسه ) گفته است : اينان (‌ استعمار )‌ چه بخواهد چه نخواهد اسلام جهان گير خواهد شد و تاريخ مصرف ساير تمدن ها و فرهنگ ها به پايان رسيده و اين را همه ي جهان مي داند ... آنان خود گمراه شدند و از هدايت ديگر ممالك اسلامبي هراس دارند.

هی والله زنده باشه شیخ محسنی که این حرف را گفت . براستی وقتیکه جهان تحت رهبری : سیاف(پشم الدین) ربانی قاتل، شیخ آصف ،امیر عبدالرحمن ، خمینی ، ملا عمر ، نادر خان غدار، بن لادن ، شاه فهد ، ضیاالحق ، حزب الله ، خلیلی، طالبان ،مولانافضل الرحمن، سپاه صحابه ، سپاه محمد یه ،آیت الله فاضول شاه آعا ، یولداش ،اسمعیل خان وتعدادی دیگرازین مضرات الارض ؛ تمدن اسلامی را تجربه نماید براستی که بشریت به چه آرامش دست می یازد همچنان که ملل اسلامی برای فعلا ازآن برخوردارند . یا شاید سرآغاز این جهانگیری حرکت طالبان مایه ی دلگرمی حاجی آقاست!؟

جناب شیخ این گونه دست به جوال نشوید شمای که یک عمررا با استمنای دینی بسر کردید یک بارسر از خیشتک اعتکاف بیرون کشیده تماشا ، اگر خود نمیدانید از مقربین درگاه بپرس که بیرون ، همو چند قدمی خرگاهت چه خبرها ست؟!هر چند که دنیای دید شما فعلا به تام و جری بسنده مینماید .

تویکه وقتی هزاره یی را میبینی عبدالرحمن را دعای خیر میفرستی ، تویکه هنوز نتوانسته ی با ملتی که از آبله دست شان تکثیر شدی کنار بیایی ، تویکه به نا بالغ ترین دختر با کره نرحمیدی ،تویکه برای رضای حاکم (روزهای موشکباران غرب کابل)هر شب یک فتوا را ابستن بودی ، چگونه از تسخیر جهان وفراگیری تمدن رویایی خویش سخن میگویی؟! وچگونه از گمراهی دیگران اراجیف میبافی!؟ چه چیزی را برای جای گزینی تمدن ایکسپایر غرب داری؟! انتحار؟ مین گزاری؟ رشوه؟ تعصب؟ قومگرایی؟قتل عام های قومی؟سیاست زمین سوخته؟ طالب؟ القاعده؟ ترور؟ دهشت؟ وحشت ؟تریاک؟ مافیا ؟فریب؟ قاچاق ؟ آپارتایت دینی؟ یا چیزی بعد ازین ها؟

ايشان ادامه دادند كه : معناي اخوت اسلامي در دو مولفه خلاصه مي شود ؛ اول عمل به مشتركات مذاهب كه حدودا نود درصد است . دومن احترام به آراي همديگر .

کاش کمی با استفاده از منطق خرد اشاره یی به مولفه ی خویش میداشتی بعد به این تعارفات میپرداختی . اخوت اسلامی شما در همان روزهای بربادی غرب کابل به اثبات رسیدآصف بیمروت!. مولفه های پنداری تو به سازش با حاکم، به تعصب های احمقانه ، به افکار طالبانی ، به خرطوم گرایی(بینی)به ابزار سازی دینی به جاسوسی سازمان اطلاعاتی ایران ، به شهوت و و و خلاصه میگردد.اما بند دوم :آیا فراموش کردید آرای عمومی تشکیل حزب وحدت را یگانه کسی که پشت پا به آرایی عموم کوفت تو بودی یا؟؟؟

گزارش میافزاید که:

اين براي دومين مرتبه است كه .آقاي محسني روي جهانگير شدن فرهنگ و تمدن اسلامي در همين قرن ، مانور مي دهند كه در هر دو مورد رسانه هاي خارجي موجود در افغانستان را نسبتا تكان داد . يكي از پيش بيني هاي آيت الله اين است كه نود درصد مردم كشور فرانسه تا ربع قرن يعني بيست و پنج سال ديگر مسلمان مي شوند .

کاردیگر به آخر رسید! مردم هرچه را ازین شیخ دیده بود و مانده بود پیش گویی .اما هنوز معلوم نیست کدام شایستگی وعمل ویرا به نشخوار این پنبه دانه وا داشته است؟! اوامابرای استفاده فعلی خود خوب میداند که کدام سناریو بیشتر مشتری داردومیداند که تا بیست وپنج سال دیگر زیر خاک را متعفن خواهند کرد و گور پدرهرکه باورکرد یا خیر. اما بعقیده نگارنده توجیه این هذیان ها از دو حالت خارج نیست : یا علایم فرتوتیت و پیریست زیرا درین سنین چنین ناملایمات برای آدمیان رونما میگردد یا اینکه برای شیخ باید انتی چتیات تجویز گردد که موثر افتد انشالله وتعال .

 

+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 18 Sep 2008 و ساعت 22:25 |


توجه.توجه.توجه

اطلاعیه دبیرخانه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"

تا کنون از نشر فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ" بیش از دو ماه می گذرد که با توجه به اهمیت موضوع، استقبال گسترده شاعران متعهد مقاومت و ضرورت توضیحات بیشتر پیرامون فراخوان، دبیرخانه اهم نکات را در این راستا مشروحاً به اطلاع می رساند:

1- با توجه به حجم آثار رســــیده از هم اکنون حروفچینی مجموعه شروع شده است و به همین خاطر دبیرخانه یک ماه از مدت ارســــال آثار را کاهـــــش می دهد و آخــــرین مهلت ارسال آثار را 1/10/87 اعلام می نماید.

2- دبیرخانه صراحتاً اعلام می نماید که مجموعه سوم "تبر و باغ گل سرخ" بانی خاصی ندارد و چاپ مجموعه با هزینه پیش فروش آن تضمین یافته است که تا کنون نیز ادامه دارد. در خصوص پیش فروش مجموعه علاقه مندان تنها با تماس و هماهنگی با شماره تلفن های مندرج در این اطلاعیه می توانند همکاری و مشارکت نمایند. در غیر این صورت دبیرخانه هیچ ضمانت و مسئولیتی به عهده ندارد.

3- شاعران ارجمندی که افزون بر سروده های خود آثاری از دگر شاعران مقاومت در دست دارند صمیمانه تقاضا می شود که آثار مذکور را در اختیار دبیرخانه قرار دهند تا از چاپ در مجموعه باز نماند. بدیهی است که از این عزیزان در دفتر سوم مفصلاً و شخصاً یادآوری و سپاسگزاری به عمل خواهد آمد و همچنین جهت هماهنگی لازم می توانند با دبیرخانه در تماس شوند.

4- از هنرمندان متعهد و توانمند طراح و گرافیست صمیمانه دعوت می شود که آثار خود را برای طرح جلد دفتر سوم "تبر و باغ گل سرخ" به دبیرخانه ارسال نمایند. از میان آثار رسیده بهترین اثر برای طرح جلد گزینش خواهد شد و باقی آثار به صورت آلبوم هنری در بخش ضمائم مجموعه به نشر خواهد رسید.

5- دبیرخانه خود را مجاز به چاپ سروده های می داند که تا کنون در مجلات، ویژه نامه ها و سایت ها در موضوع فراخوان منتشر شده است .

6- همه عزیزان از رسیدن آثار به دبیرخانه – ضمن نگهداری یک نسخه در نزد خود- با دریافت ایمیل، مراجعه به وبلاگ اختصاصی فراخوان و یا تماس با دبیرخانه اطمینان حاصل کنند. در غیر این صورت به ارسال مجدد آثار اقدام نمایند.

در پایان از عموم ارجمندانی که در معرفی شاعران دردمند مقاومت و نشر این اطلاعیه در سایت ها، وبلاگ ها، مطبوعات، مراکز و محافل ادبی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور دبیرخانه را یاری رسانند تقدیر و تشکر فراوان به عمل می آید.

دبيرخانه

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه « تبر و باغ گل سرخ»

آخرين مهلت ارسال آثار: 1/1۰/1387

تلفن هاي تماس: 00989354927269 و 00989359775138

آدرس: ايران، قم، خيابان امام خميني(ره)، هشت متري لوله، کوچه 4 ، پلاک 50،

کدپستي: 9 الي57888 ـ 37187


وب سایت : www.babamazary.blogfa.com

ایمیل آدرس : babamazary@yahoo.com

ایمیل آدرس : babamazary@gmail.com

+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 25 Aug 2008 و ساعت 15:23 |

 

 

  هی برادر :

  این قصه سر دراز دارد!

موضوع تهاجم"دولت ، طالبان "در قالب کوچی بالای مردم بومی بهسود یک معضل جدید نیست.این مشکل قبل از دوران عبدالرحمن جابر وجود داشته و تاریخ به کرات از جنایات دولت درکنارگروه جهال(کوچی)در بسا مناطق کشور مطالبی در سینه داردکه شمه از آنراتقدیم تان میدارم.

 

جنگ (جوری یا جواری )

 

  بهار سال : 1332 جاغوری

 

سید عباس والی وقت غزنی  بنا به تطمیع وتحریک اداره استخبارات پاکستان در دیدار خصوصی سران اقوام پشتون (شاه جوی.قلات.کتواز و گیلان) تعدادی را مسلح نمود تا جنگ میان پشتون ها و مردم جاغوری را شعله ور سازد . پاکستان دقیق مثل امروز میخواست با اشتعال جنگ داخلی در افغانستان از تیرگی روابط خویش با رژیم وقت کابل بکاهد.

شامگاه شانزدهم رمضان تعدای افراد مسلح وارد بازارک (حوتقول جاغوری) گردیده با به قتل رسانیدن سه تن از دوکانداران اموال زیادی را بار شتر های شان نموده و فرار میکنند.بلا فاصله بزرگان جاغوری طی جلسه یی از همسایه های پشتون خود میخواهد تا بخاطر حفظ امنیت منطقه غارت گران را تسلیم مردم نمایند .

پشتونها که پشت شان به دولت بود با لحن تند جواب رد فرستاده را ه ( تنگه اوتله ) را بروی مردم جاغوری بسته و کسانی را هم که دستگیر میگردند به قتل میرساندند.

تا اینکه مردم جاغوری با ارسال پیام های بعدی به نتیجه مطلوبی دست نمی یابند و بلاخره به دفاع بر میخیزند که این قیام محلی چند ین ماه به درازا کشید و نزیک 20 تن از مردم جاغوری وقریب به 700 تان از مهاجمین کشته بجا گذاشت.

دولت خاین ظاهرشاه سفاک به این بهانه انتقام سختی را از مردم گرفت،جرایم سنگی ، تاخت و تاز اراذل دولتی .چورو چپاول اموال و دارایی مردم ووو.

استفاده دیگر رژیم فاشیست و قبیلوی  کابل ، ماهی گرفتن از آب گل آلود حاضر بود . دولت به این بهانه شریف خان(پیلوت) برجسته ترین خلبان نامی کشور و شریفی یکی از سخنوران نامور و نماینده مردم در مجلس را همراه با تعدادی بی گناه دیگر سالها روانه زندان های دهمازنگ نمود که علت این کار دولت ظاهر خاین انتقام از حزب وطن بود یعنی یک تیر دونشان .

با تاسف باید گفت که تمامی معاهدات ، پیمان ها، و معاملات ننگین مثل"دیورنت.گندمک.پنجده و و و) را یکسره اقلیت حاکم پشتون اجرا نموده.همیشه تاریخ اینها برای منافع بیگانه با مردم خود در نبرد و ستیز بوده اند.

 وامروز نیزبا استفاده از پوستین تکه پاره اسلام برای منافع پاکستان، ایران و اعراب کشور و مردم را به سویی یک بحران و تباهی دیگر سوق میدهند.

 باید گفت که تجاوز پشتونها بنام کوچی دربهسود تهاجم سفارشیی بود که از مرکز ( ISI ) دستور آن صادر گردیده بود. هموطنان پشتون ما فقط مامور بودند معذور. 

 
+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 11 Aug 2008 و ساعت 11:23 |

 

 

                     شب پرستان

                                     باز شب آورده اند!!!

                 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

     دنیا میرود تابعد از فتح تکنولوژی زمین، در مریخ یا کرات دیگر منظـومه شمسی مرزهارا شکافته و جایی برای تعالی تحقیق پیدا کند، اماحاکمان فرمایشی افغانستان سلسله وارهنوز در چاک و درز های تصعبات قومی و زبانی کیک واردرجست و خیزوتلاش اند تا خون را از رگهای خشکیده مردم بمکند.

     طلسم عجیبی وجود دارد که هرحاکمی که بر اریکه این خراب آباد تکیه میزند . چنان اسلاف فاسد خویش همه آرمان های ملی را زیرپا نهاده و به فکرامتیازطلبی های گندیدهَ قومی و زبانی میافتند وهیچ تحولی موفق به شکست این سنت نگردیده است .

    مثلا سالهاست که وزارت صحت عامه ، برای درخواست کنند گان مجـوز " دوا خانه " تنها مجوزی راشست ! میکند که بجای دواخا نه نوشته باشد ( درملتون  ! ) ویا درتذکره تمامی باشندگان این سرزمین مینویسند افغان!!! این سیاست روزبروز به شد تش  میافزاید و کسی حق ندارد تا درخواستش را به زبان اول کشورش( فارسی ) بنویسدیا اینکه باشندگان غیر"اوغان" حق ندارند خودرا با هویت اصلی خویش معرفی نمایند . 

    دردوران پا دشاهیی ظاهـر شاه ، اداره ی را ساخته بودند تا واژه های  پشتوی معادل فارسی را تولید کنند وبجای کلمات فارسی وارد محاوره روزمره شهروندان سازند . این کارخانه که در راس آن افراد بسیاری از جمله مرحوم عـبدالحـی حبـیبی مورخ جعـال کشورقرارا داشتـند ، سرمایه های کلانی را درین راه به مصرف رسا نید ند . طرح ملانصرالدینیزم پته خزانه هنوز مایه ی تمسخر مردم هست.

     اداره متذکره در نظر داشت تاهـرآنچه را که درکشوربه فارسی استعمال میگردند آنها را به پشتو تبدیل نماینـد.اداره موصوف درنظر داشت تا مردم به پشتوصحبت نمایند، بخنـدنـد ، پشتـو سرفه کنند و به پشتو بگـــوزند !!! این گروه توقع داشت تا خروس نیز به پشتو (قودقود قوداس ) کند.

بعنوان مثال چند قلم از تولیدات این کارخانه را یادآور میشویم که اداره موصوف : سبزوار را به شینـدنـد.سیاه تپه یا قره تپه  را به تورغنـدی .فوشنج را به پشتون زرغون، دمبوره را به شرنگ سوته . شفاخانه را به روغتـون وصدها قریه ،ولسوالی و غیره را به پشتو نامگذاری نموده وماکت صدها کلمه دیگرراساخته واستعمال آن ها را اجباری کرده بود!

    اداره مذکور بعد ازسالها اینک بار دیگراز زیر خاک بیرون گردیده ودر دوران منادی دیموکراسی( کرزی ) شروع به فعالیت کرده است که درراس آنها دُگم ترین آدمها از جمله اشرف غنی احمد زی، کریم خرم !، خواخوژی غرزی فاروق وردک ، نعیمی ، پشتون و چندین راس  بزچران دیگر قـرار دارند.

    اداره متذکره که باحیف و میل کردن سرمایه های ملی فعالیت میناید در نظر دارد تا برعلاوه واژه سازی پشتو اصلاحات وسیع را در ادارت و اوراق رسمی کشور نیز به وجود آورد و تا هنوز بسیاری از لوایح عناوین ومصطلحات فارسی را به پشتو تبدیل نموده اند که مثالا لوحه وزارت اطلاعات و فرهنگ پشتوسازی نوت بانکها سرود مثلا ملی!!!وبرخی موزیم ها و ادارات را میتوان نام برد.

درحالیکه دنیا به سوی جهانی شدن درحرکت است اما درین کشورطبقات نالایق حاکم میخواهند از اب گیل آلودتشتت های قومی وزبانی ماهی بگیرند .

     این شمه یست ازآنچه که دولت فاشیست وامریکایی کرزی وافغان ملتی  ها دارد بالای این مردم تحمیل مینمایند وتا روزی که زبان وقلم تان برای ( نه ) گفتن به این مظالم برنخیزد؛ این اعمال غیرانسانی استمرار خواهند یافت . 

 

+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 2 Jun 2008 و ساعت 16:4 |

 

     

                به باور مردم :

                       

                           هفتم و هشتم ثور دوروز انعقاد تباهی کشورمیباشند

                                                                                       شما چه نظر دارید؟

 

   در هفتم ثور :  سال 1357 دو حزب وابسته به شوروی (خلق و پرچم) یکشبه به کرسی قدرت تکیه زدندو انقلاب کبیر7ثوررا به ثمررسانیدند!.سران گروههای یاد شده همانند استالین، استحکام پایه های قدرت شان را در کشتن ، بستن و نابودی افراد سرشناس جامعه میدانستند . لهذا تا توانست  کشت و بست و نابود کرند. 

   نورمحمد ترکی که دریک کشور فارسی زبان 70سال عمر هدر داده بودحتی سواد فارسی گفتن را نداشت ، این خلاق خلق افانستانماهها قدرتمندانه تمام نیروی خویش را روی تباهیی مردم زوم نمود.تا اینکه با بالشت حفیظ الله امین شاگرد وفادارش رفت جایی که باید.

   در دوران سیاه مزدوران روس ،زندان ها هرروز پر وپرتر میشد و مردم خانه بست به زندان ها میافتادند. شعار های ضد باور های مردم ورد زبان خلقی بچه های مکتبی گردیده بود.اززمین وآسمان جاسوس میبارید.فرامین هشت گانه دولت مردم را بستوه آورده بود و بلاخره قیام بدون تذ کیه مردمی آغازیدن گرفت وبزودی جدای از شهر های بزرگ تمامی مناطق تحت کنترول مردم در آمدند .

   همگاه با نزول فتوای جهاد  از کاخ سفید ، مردم علیه دولت مرکزی عصیانیدند و سالها علیه دولت مرکزی ایستادند ودرمقابل ارتش سرخ شوروی پایداری کردند . دولت وقوای مهمانش جایی برای امان نداشتند.تا اینکه به همت مردم در سال 1368 بساط این دولت مزدور برچیده شد.

   درهشتم ثور : سال 13۷۱دولت " وارداتی" مجاهدین اریکه حاکمیت کابل را به قبضه خویش در آوردند.

ورود سران جهادی انچه را که باخود آورد دریک جمله سوغاتی جز تباهی نداشت . با به قدرت رسیدن مجاهدین سیتم های اداری ، اقتصادی . فرهنگی و اجتماعی کشورنابود گردید .

     بافت نیم بند قومی ازهم پاشید و جایش را خصومت های حاد ملیتی تحت عنوان تنظیم های جهادی بخودگرفت .

     ربانی نوکیسه برای بقای خویش دست به هر جنایت ناممکن زد.سیاف(پشم الدین) بدستور عرب ها ده ها هزارهزاره هموطنش را زنده بگور کرد،آتش زد وبه طفل گهواره هم نرحمید..

    گلبدین بیحکمت که نشیمنگاهش صمیمانه به بوی چوکی عادت داشت برای رسیدن به این هدف هزاران راکت رابالای شهریان بی دفاع کابل شلیک نمود.شیخ آصف قندهاری شده بود کندوی فتواتا دربازار گرم آنروزش به دالر تبدیل کند.کریم خلیلی شب وروز را به معامله بسر میکرد.مصطفی کاظمی درین فیلم نقش عمرعاص را داشت .امادیری نپایید که این بازار به سردی گرایید و پاکستان زنجیرها را گسیختاند وگله های طالبان را برای براندازیی رژیم ربانی به داخل کشور گسیل داشت.

   در دوران طالبان فارسی گفتن.ریش تراشیدن ،خیشتک کوتاه ، پشتون نبودن وبسا مسایل دیگر کفرآمیز تلقی میگردید.که این همه را مردم از پیامد های نکبتباروسیاه هشتم ثور میدانند.که بیش ازین در حوصله این صفحه نیست .

اما در فصل حاضر نیز : طالبان .ربانی .خلیلی .محسنی .سیاف وگلبدین ریزه خوار دسترخوان شیطان بزرگ هستند .

           

                                                     شما درین مورد چه نظر دارید ؟؟؟

 

 

 

+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 28 Apr 2008 و ساعت 12:32 |

           

 

                          بیدار باشید!!!

 

                                 بلای کوچی درحال نزول است .     


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 3 Apr 2008 و ساعت 10:38 |

 

 سیزدهمین سال سیاه را درحالی آغاز مینماییم که محرومیت از شمیم پیراهن یوسف را با تمام وجود احساس میکنیم.همو که قامت استقامت مردم بود دیگر درکنار مایکه سرفراز مردانگی های اوییم نیست .همو که امدو سحر گاه بیداری را بما نوید داد ورفت . رفت واستقامت و پایداری را به ما سپرد تا آنگونه که شایسته ماست این میراث را به ایندگان  خویش بسپاریم وگرنه چنان زیرچتر سیاه ظلمت غنودگان را مانیم  که عبرت تاریخ شویم .

      به همین ارتباط :

                            شعر ذیل را تقدیم میدارم به روح مطهرپیشوای قبیله دردمندان تاریخ  مزاری بزرگ 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باچۀ آزره در 23 Feb 2008 و ساعت 13:47 |


Powered By
BLOGFA.COM


-------------------------------------- JavaScript Codes --------------------------------------------------------

WIDTH=120 HEIGHT=26 LOOP=true type=audio/x-pn-realaudio-plugin> ............................
کاریکاتور گرافیک و عکسهای مارا این جا ببینید